تبليغاتX
پل گیشا_انتهای امیرآباد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:28  توسط ع.ا  | 



چندين سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد. در طول اين 30 سال چندين نفر به مسند رياست جمهوري تکيه زده‌اند تا نوبت به محمود احمدي‌نژاد برسد.

روساي جمهور قبلي جملگي با راي مردم به اين سمت مي‌رسيدند و خود را عضوي از اين نظام دانسته و در چارچوب آن به فعاليت مي‌پرداختند اما به نظر مي‌رسد در سه سال اخير و با روي کار آمدن احمدي‌نژاد چرخشي در رفتارهاي رييس جمهور پيش آمده که متفاوت از روساي جمهور پيشين است. چرخشي که به نظر مي‌رسد، تمايل دارد احمدي‌نژاد را در يکه‌تازي‌هايش ياري داده و او را به شخص اول مملکت بدل سازد.

در مقايسه‌اي بين رياست جمهوري احمدي‌نژاد و روساي قبلي اين مساله کاملا مشخص خواهد شد. روساي قبلي بعد از انتخاب شدن از سوي مردم و گرفتن حکم تنفيذ از رهبري، ديگر خود را عضو و جزئي از اين نظام و ساختار آن مي‌دانستند. آنها سعي مي‌کردند روابط خود را با اعضاي هيات دولت و سران دو قوه ديگر که در چارچوب قانون تعريف شده، محدود کنند و کمتر پيش آمده که به چيزي فراتر از آن متوسل شوند. نوع برخورد و رابطه روساي جمهور با رهبري نيز در خور توجه است. پيشينيان که کاملا خود را در درون نظام پذيرفته بودند، صحبتهايي که ايراد مي‌کردند، در سايه ولايت‌فقيه قرار داشت و خودشان را نيز در ذيل رهبري قرار داده بودند. آنها هرگز خودشان را به عنوان شخص اول کشور نمي‌شناختند، حتي رييس جمهور قدرتمندي مثل هاشمي رفسنجاني. اگر چه قانون هم چيز بيشتري از آنها نمي‌خواست. خاتمي و ساير روساي جمهور بارها و بارها در صحبتهاي‌شان به سخنان رهبري استناد مي‌کردند و هرگز از موضع فردي بيرون نظام و خارج از ساختار سخن نمي‌گفتند.....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:16  توسط ع.ا  | 



بسياري از ما بازديدکنندگان نمايشگاه (فروشگاه) بين‌المللي کتاب تهران، بدون خريد حتي يک جلد کتاب، تنها به قصد گردش به نمايشگاه مي‌رويم. انگار اين سال‌ها شاخه جديدي به صنعت گردشگري ما اضافه شده و آن «گردشگري نمايشگاه کتاب» در ارديبهشت ماه هر سال است.

در نمايشگاه، در مجموع کتاب‌به‌دست کم مي‌بيني و اگر هم از قشر گردشگران، کسي خريد کند، جنس کتاب بازاري يا زرد است. رواج کتاب‌هاي عامه پسند، آفتي است که در نمايشگاه کتاب به شدت مشهود است و عرصه نشر فاخر و وزين کشور را به جد تهديد مي‌کند.

غرفه‌اي در شبستان مصلي، كتابي را با نام «فرزند دختر يا پسر؛ تعيين جنسيت» روي پيشخوان خود گذاشته و غرفه خود را با آن آذين بسته است. در غرفه ديگري، كتابي با نام «چگونه دختردار يا پسردار شويم» ارايه مي‌شود. در اين غرفه، روي كاغذي نوشته شده تعيين جنسيت فرزند آينده خود را به كارشناس پرستاري ما بسپاريد! (ادامه مطلب...)
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:17  توسط ع.ا  | 



بیا لبخند بزنیم بدون انتظار پاسخی از دنیا و بدان که ، روزی آنقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ

لبخند ، به تمام سازهایمان می رقصد.  باور کن!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:27  توسط ع.ا  | 



خداوندا
تو خود دانی که انسان بودن ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار!!!

                                                                                   "شریعتی"

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:42  توسط ع.ا  | 



علی

برادر..... چراغ ها را بايد روشن کرد
من از تو برای طلوع بی تاب ترم
بگذار اين مذهب جادو در روشنی بميرد
تا مذهب وحی را ببينیم
چهر ه ی علی در روشنايی زيبا و خدايی است
به تو ومن - بی مذهب و مذهبی - هردو
علی را در تاريکی نشان داده اند

                                                            دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 10:29  توسط ز.م  | 



                       
                                                                                                       
 
اين كتاب در حملات كم‌سابقه‌اي، افكار شريعتي را بالقوه خطرناك خوانده و اين نويسنده انقلابي را متهم كرد كه افكارش براي ساختن بهشت در زمين، دنيا را به جهنم بدل مي‌كند! گويا، آزاد انديشي براي جماعت روشنفکر توجيه‌گر چرخش‌هاي يک صد و هشتاد درجه‌اي است.
                                                                                                                    

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 19:44  توسط ع.ا  | 



ای گل، تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟

جز سرزنش و بدسری از خار چه دیدی؟

 

ای شمع دل افروز،تو لا این همه پرتو

جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟

 

رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت

غیراز قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:35  توسط ع.ا  | 



 

ما که نفهمیدیم....!!!!!!!!!!!!!! شما چی ؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:28  توسط ز.م  | 



         اشکهای نیامدنت روی گونه هایم ماسیده

          نبوس ،

          نمک گیر می شوی..

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 17:46  توسط ع.ا  |